بيمارستانهاي متعددي در اروپاي باختري تأسيس شد. در اثناي آن عصر، بيمارستانها به گسترش خود در قلمرو اسلام ادامه دادند؛ در اواخر سدهٴ سيزدهم، از جمله يكي از بزرگترين بيمارستانهاي اسلامي به نام بيمارستان منصوري به وسيلهٴ سلطان منصور قلاوون از مماليك بحري در قاهره ايجاد شد؛ قسمتهايي از بناهاي وسيع آن هنوز موجود است.
جذام يكي از قديميترين بيماريهاست؛ شايد قديميترين (يا يكي از قديميترين) بيماريها كه در ((سِفْر لاويان)) مورد بحث قرار گرفته است. اين بيماري مدتها پيش از جنگهاي صليبي، در اروپا شايع بود؛ ولي ظاهراً در سدههاي دوازدهم و سيزدهم، دامنهٴ آن وسعت زيادي يافت و پس از آن دوباره رو به كاهش نهاد. شيوع فوقالعادهٴ جذام را در آن سده تا حدي ميتوان ناشي از جنگهاي صليبي دانست، كه موجب آميزش ملل كشورهاي متعدد در مقياسي وسيع شده بود و احتمال سرايت بيماري را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميداد.1 مسلم است كه در سدههاي دوازدهم و سيزدهم، تعداد زيادي جذامخانه تأسيس شده بود؛ پس از آن تعداد بيشتري بيمارستان، وليتعداد كمتري جذامخانه به وجود آمد و تعداد جذاميان اروپا منظماً كاهش يافت. بهترين گزارش قرون وسطايي راجع به جذام را در رسالهٴ پزشكي گيلبرت انگليسي (برآمدنش 1250) ميتوان يافت.
وظيفهشناسي و اخلاق پزشكي اساساً بهوسيلهٴ يك رشته آثار بقراطي ايجاد شد، از قبيل
سوگندنامه، وصايا، ناموسالطب، اجزأالطب. جستجوي رد پاي سنت اين آثار دشوار است.
سوگندنامه احتمالاً بسيار قديمي است، ممكن است جوهر و اصل آن مربوط به پيش از بقراط باشد (ج 1، ص 118 ـ 119)؛ اين منشور هرگز نسخ نشده و از اين لحاظ مانند بسياري موارد ديگر، بقراط كاملاً شايستهٴ آن است كه پدر طب خوانده شود.2 قرون وسطا، اگر هم چيزي بر آداب و وظايف پزشكي افزوده باشد، بسيار اندك بوده است؛ سوگندنامه با تغييراتي جزئي براي ارضاي گرايشهاي يهوديان و مسيحيان مواجه شده ولي جوهر آن دستنخورده باقي مانده است. جالبترين سند، از آداب پزشكي در اوايل قرون وسطا، رسالهٴ منسوب به تئودوريك شاه اُستروگتها از 475 تا 526، است.3 در دورهٴ مورد بحث، بهترين شرح از كارهاي باليني مكتب
3. به نام the Formula comitis archiatrorum ، ج 1، ص 422. متن آن در
The
formula in Cassiodori SenatorisVariae epistolae book 6chapter 19.Theodorus
Mommsen's editionMon. Germ. hist, auct. antiq.,tomus 12, pp. 191-192,
Berlin 1894.